أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

245

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ز هرگونه نقل و مى دلپسند * فزون‌تر ز انديشهء چون و چند شد آن خانه سرتاسر آراسته * مهيّا در آن آنچه دل خواسته شب را در سايهء چراغ فراغ و شمع عيش و طرب گذرانيده ، على الصباح تواچيان به احضار ايلچى مذكور مأمور گشته ، او را به شرف خاكبوس عتبهء عليه رسانيدند و از آنجا پايهء قدر او را از آسمان گذرانيده در برابر خرگاه گردون‌پناه بازداشتند . و او را درآورده از سجدات عزّت و خدمت سر قدر و رفعتش را به ذروهء افلاك افراشتند . شاه مكرمت رسوم به زبان تفقّد و عطوفت مستفسر احوال سلطان روم گشته ، كيفيّت صحّت مزاج و مواد ملال و ابتهاج و شغل غزو و جهاد و طرح معاشش با اهالى ديار و بلاد پرسش فرمود و شخص سامعهء آن حضرت هريك را جواب لايق مطابق شنود . بعد از آن مكتوب را ظاهر كرد [ و ] به پاىمردى امرا [ 312 ] آن مخدرهء چهره‌آرا به دولت دست‌بوس حضرت اعلى رسيد و پردهء حجاب از عارض برداشته به هم‌رازى و حكايت‌پردازى با آن حضرت و اصل گرديد . مضمون تحريرش آن و مكنون ما فى الضميرش چنان‌كه الحمّد للّه كه حضرت كارساز بىانباز تخت ملك را از يمن قدوم واجب الاعزاز زيب و طراز بست و حقّ خلافت كه مدّت متمادى در قبضهء قدرت اعادى بود به مركز اصلى خود پيوست ، اكنون در جميع امور ابواب مصادقت گشوده است و راه اتّحاد به قدوم موافقت پيموده ما نيز ارثا و اكتسابا به لوازم غزا و جهاد اقدام داريم و سرمايهء عمر گرامى [ را ] در رعايت اين امر نامى مىگذاريم . ايشان هر چند « 1 » تقديم وظايف غزا مىفرمايند و حليهء روزگار را به گلگونهء تيغ آبدار زينت مى [ دارند ] « 2 » امداد و استمداد ايشان را لازم داشته‌ايم و علم موافقت ايشان سرّا و علانية افراشته مترصّد و مترقّب آنيم كه ايشان نيز همين طريقهء رضيّهء مرضيّه را مسلوك داشته ابواب آمد شد رسل و رسايل فتوح فرمايند و خيال خلاف و اختلاف را از صفحهء انديشه محو و منسىّ نمايند كه جز آثار هواخواهى امرى به ظهور نخواهد رسيد و نسيم مخالفت و منازعت از تحريك هيچ‌گونه هوايى نخواهد وزيد . « هذا ما أرسلنا اليكم و

--> ( 1 ) . نسخه : چون . ( 2 ) . نسخه افتادگى دارد ، قياسى تصحيح شد .